۱- هر چه از سمت گياهان پست به سمت گياهان عالي مي رويم ، طول دوره گامتوفيتي كوتاه تر و طول دوره اسپوروفيتي نسبت به آن بلند تر مي شود.

۲- اگر بخواهمي گياهان را از پست به عالي _ راست به چپ_مرتب كنيم بايد بنويسيم :

خزه سرخس > بازدانه > نهاندانه

۳- پس بلند ترين طول دوره ( و تعداد سلول) گامتوفيت به اسپوروفيت مربوط بهخزه گيان و كوچكترين آن ها مربوط به نهاندانگان(گياهان گلدار) است.

۴- فقط در خزه گيان، گياه اصلي گامتوفيت است.

 در سرخس، بازدانه و نهاندانه،‌گياه اصلي اسپوروفيت است و تعداد سلول و طول عمر آن بيش از گامتوفيت است.

۵- در نهانزادان( گياهان بي دانه) گامتوفيت و در پيدازادان( دانه دار) اسپوروفيت هميشه اتوتروف است.

۶- سرخس ( در كتب دوره متوسطه) تنها گياهي است كه هم اسپوروفيت و هم گامتوفيت اتوتروف دارد.

۷- از مقايسه اسپوروفيت و گامتو فيت 4 گروه اصلي گياهان در مي يابيم كه ....در :  

خزه : گامتوفيت سبز( اتوتروف) و اسپوروفيت زرد( هتروتروف) و هميشه در كل زندگي انگل( وابسته) گامتوفيت ماده است.

سرخسگامتوفيت و اسپوروفيت هر دو سبز( اتوتروف) هستند. اسپوروفيت جوان در ابتداي زندگي مدت كوتاهي انگل گامتوفيت( پروتال) است

گياهان دانه دار( بازدانه و نهاندانه): فقط اسپوروفيت اتوتروف است و گامتوفيت هتروتروف و انگل اسپوروفیت است.

۸- در  دانه كاج، اسپوروفيت جوان( رويان) تا هنگامي كه از آندوسپرم به عنوان ذخيره غذايي استفاده مي كند انگل گامتوفيت ماده محسوب مي شود .

۹-در سرخس و كاج، اسپوروفيت در ابتداي زندگي انگل و وابسته به گامتوفيت است.

۱۰-  نهانزادان= گياهان بي دانه= گياهان آنتريدي دار= گياهان سانتريول دار= گياهان داراي آنتروزوئيد متحرك تاژكدار .